اتومبیل فورد – هفت — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

اتومبیل فورد – هفت — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
فورد آلمانی

محصول:
اتومبیل

تگ لاین:

کاراکتر برند:

وعده برند:
فورد آلمانی: راحتی و زیبایی

مخاطب آگهی:
آقایان به عنوان تصمیم گیرنده خرید اتومبیل.

پیش زمینه:
الف – نخستین اتومبیل هایی که به ایران وارد شد، دو دستگاه رنو نفت سوز بود که مظفرالدین شاه در سال 1281 خورشیدی از اروپا به ایران آورد و صد البته که رانندگی آن نیز به عهده یک مهندس فرانسوی بود، و شاید دلیل استفاده از واژه “شوفر” در زبان فارسی به سبب ورود نخستین واژگان تخصصی رانندگی، از زبان فرانسه است. احمدشاه قاجار نیز یکی دو اتومبیل به ایران آورد، اما در زمان رضاشاه بود که اتومبیل به عنوان یک کالای لوکس جایگزین درشکه، در بین اعیان، درباریان، دولتمردان و نمایندگان خارجی مقیم ایران جای خود را باز کرد، ولی همچنان تعداد اتومبیل و اتومبیل سواران بسیار اندک بود. اتفاقی که در این دوران افتاد، تبدیل سورچیان و گاریچی ها به شوفر بود که در جامعه آن روز، شغلی باکلاس و مورد توجه جوانان بود. آرزوی داشتن و راندن اتومبیل آنچنان در بین مردم رواج یافت که برخی از استودیوهای عکاسی، امکان تهیه عکس از مراجعان را با ماکت اتومبیل و در حال رانندگی فراهم کرده بودند؛ همچنین مردم تلاش می کردند که در مراسم عروس کشی، به جای اسب و گاری از اتومبیل استفاده کنند. در زمان پهلوی دوم، با توجه به بهبود اوضاع اقتصادی و واردات اتومبیل به عنوان یک کالای تجاری، تبلیغات و رقابت برای فروش این کالا نیز آغاز شد.
ب – فورد نخستین اتومبیل ساز جهان است و نام هنری فورد، که روزگاری کارمند شرکت ادیسون بود، به عنوان بنیان گذار این صنعت و برند فورد، در بسیاری از مفاهیم و موارد کلیدی تاریخ علوم مارکتینگ و مدیریت دیده می شود. اتومبیل سازی فورد فعالیتش را در آمریکا آغاز کرد و سپس به اروپا و آلمان توسعه داد. بنابراین فورد آلمان زیر مجموعه فورد اروپا، و فورد اروپا زیرمجموعه فورد آمریکاست؛ هر کارخانه ای با توجه به نیاز و خواست بازاری که در آن قرار دارد، مدل های متفاوتی را طراحی و تولید می کند.
ج – تا پیش از انقلاب دو نوع مدرسه/کودکستان در ایران وجود داشت، مدارس دولتی و ملی؛ تحصیل در مدارس دولتی رایگان بود اما مدارس ملی شهریه دریافت می کردند. دبستان های دولتی تا ظهر ساعت 12 دائر بود و مدارس ملی تا ساعت 2 بعدازظهر، آن هم نه برای تمام شاگردان، خانواده هایی که مایل بودند فرزندشان در دوره دبستان فراگیری زبان انگلیسی را آغاز کند، فرزندشان را در کلاس های انگلیسی که هرروز بعدازظهر تشکیل می شد ثبت نام می کردند و شهریه جداگانه ای نیز برای این کلاس ها می پرداختند. یکی دیگر از خدماتی که مدارس ملی در صورت تمایل خانواده و پرداخت هزینه ارائه می کردند، سرویس رفت و برگشت کودکان از خانه به مدرسه و برعکس بود که با انواع اتوبوس یا مینی بوس انجام می شد.

شرح آگهی:
هدف آگهی معرفی محصولی جدید از فورد آلمان است. تصویر نمای سه رخ یک اتوبوس کوچک و به قول امروزی ها “ون” با تصویر مدرسه و شاگردانش در پس زمینه، فلش قرمزی که نام محصول و برند را خیلی سریع به اطلاع مخاطب می رساند؛ “اتوبوس کوچک”، “فورد آلمانی”؛ و بلافاصله کاربرد این محصول جدید، “وسیله ایست بسیار جادار و کم مصرف، برای مسافرت های فامیلی خارج شهر و مدارس و کودکستان های ملی شهری”. تصویر کوچکی هم از نمای کناری این محصول جدید برای ارائه اطلاعات کامل به مخاطب در کنار این نوشته گذاشته شده تا تجسم دقیقی از آن به دست دهد. خط قرمز افقی زیر این متن و تصویر، به همراهی فلش قرمز، فضای میانی آگهی را بسته و باعث تمرکز بیشتر و طولانی تر چشم مخاطب در فضای محدود بین این دو المان قرمز می شود. اطلاعات نماینده فروش و لوگوهای فورد، فضای منفی باقی مانده در پایین صفحه را به شکل چشم نوازی پر می می کند و در عین حال اطلاعات تخصصی محصول از اطلاعات عمومی مربوط به نمایندگی فروش فورد جدا می شود.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

No Comments

Post a Comment