آبگرمکن جنرال – سه — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

آبگرمکن جنرال – سه — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
جنرال

محصول:
آب گرم کن

تگ لاین:
خدمت بزرگترین محصول ماست

کاراکتر برند:

وعده برند:
شادابی و رضایت

مخاطب آگهی:
آقایان و خانم های خانه دار

پیش زمینه:
لوله کشی آب، اوایل دهه سی خورشیدی بود که به خانه های تهران رسید؛ آن هم نه یکباره و به سرعت، منطقه به منطقه و کم کم؛ یعنی ایرانیان که اهمیت دادن به شستشو و تمیزی را از چندهزار سال پیش در کارنامه فرهنگی خود دارند، تا آن زمان از حمام های عمومی استفاده می کردند. آبی که در منازل برای شستشوی لباس و ظرف استفاده می شد آبی بود که از راه جوی ها – که البته هیچ شباهتی به جوی های کثیفی که این روزها می بینید نداشت – به آب انبار خانه ها می رسید و سپس با تلمبه به حوض حیاط منتقل و استفاده می شد. در تهران آب آشامیدنی را گاری هایی که به آن “آب شاهی” می گفتند در محله ها می گرداندند و مردم آب آشامیدنی را از این گاری ها آب آشامیدنی را می خریدند. آب این گاری ها از قنات شاه (ناصری) تامین می شد. پس از رسیدن آب لوله کشی به منازل و متداول شدن مصرف آن، پدیده ای به نام آبگرمکن – از نوع نفتی – به ایران آمد؛ آبگرمکن های برند دئوترم (Duo-Therm) که بعدها این برند به عنوان نام محصول و به جای واژه آبگرمکن همه گیر شد. این آبگرم کن ها آب مصرفی سینک و دستشویی را تامین می کرد، چون تا آن زمان در خانه ها حمام ساخته نمی شد و همه مردم به حمام عمومی می رفتند. پس از اضافه شدن لوله کشی آب و آبگرمکن به خانه های ایرانی بود که ساخت حمام در خانه ها آغاز شد و مورد استقبال ایرانیان تمیز حمام دوست قرار گرفت.
حمام یا گرمابه های عمومی دارای دو بخش بود، حمام های نمره و حمام عمومی. حمام عمومی بخش اشتراکی بود و هرکسی می توانست هر زمان که بخواهد وارد و خارج شود. اما بیشتر گرمابه ها چند حمام خصوصی هم به نام حمام نمره داشتند که مراجعان به نوبت و با پرداخت هزینه بیشتر، از آن به صورت انفرادی یا با همراهان استفاده می کردند. همچنین ساعت مراجعه زنان و مردان به گرمابه ها فرق داشت؛ در بسیاری از حمام ها، صبح زود یا آخر وقت به مردان، و ساعات بین روز که رفت و آمد زنان راحت تر بود به ایشان اختصاص داده می شد.

شرح آگهی:
دوره ای را تجسم کنید که کودکان طبیعی زندگی می کردند، صبح تا شب مشغول بازی در ایوان و حیاط و کوچه و روی درخت و لب دیوار و… از عروسک بازی و شستن ظرف های کودکانه لب حوض، تا تیله بازی و دنبال توپ دویدن در کوچه های خاکی؛ یک زندگی سراسر تحرک و نشاط؛ درانتهای روز، کودکان خاکی و خسته و شاید با خراش و زخم های حاصل از شیطنت به خانه می آمدند، و مادرانی که دوست داشتند کودکشان تمیز به رختخواب برود، و البته که بغل کردن کودک تمیز و خیس از حمام درآمده هم بخشی از لذت های شیرین دنیای مادرانه است که تا پیش از ورود حمام به خانه های ایرانی، حداکثر هفته ای یکبار نصیب هر مادری می شد. در فضای سنتی آن روزگار، به احتمال زیاد شستشوی کودکان کار پدران نبوده، بنابراین پدرانی که فرزندانشان برای حمام کردن همراه مادر به گرمابه محل می رفتند، هرگز لذت دیدن کودک تمیز و سرحال حوله پوشیده را تجربه نمی کردند، لذتی که حمام های خانگی به عنوان ارزش افزوده به زندگی پدران اضافه کرد. تصویر سه کودک خوشحال و سرحال و تمیز با صورت هایی شاد و چشمانی براق، پیچیده شده در امنیت حوله های سفید؛ یکی از زیباترین و شادی بخش ترین داستان هاییست که می توان برای هر مادر و پدری تعریف کرد، تا پس اندازشان را برای خرید یک آبگرم کن خوشنام و تایید شده توسط سایر مصرف کنندگان هزینه کنند. شعار “لبخند کودکان لبخند زندگیست” و وعده “استحمام روزانه این لبخند را برای همیشه به کودکان دلبند شما می بخشد” در بالای این تصویر، به اندازه ای دقیق و درست نوشته و با تصویر هماهنگ شده که تعجبی ندارد اگر باعث افزایش آمار ازدواج و زادآوری در جامعه آن روزگار شده باشد! تکرار همان جمله سراسر اعتماد به نفس دو آگهی پیشین همراه با لوگو و تگ لاین جنرال و البته چهره قهرمانی که لبخند زندگی را به چهره زندگی مخاطب می نشاند!

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

No Comments

Post a Comment