پودر لباسشویی برف – سه — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
برف. نامی بسیار مناسب و همخوان با کالا و نتیجه استفاده از آن. شکل کالا و حالت ریخته شدن آن از جعبه و جمع شدنش روی سطحی که فرو می ریزد کاملن مشابه با شکل و رفتار فیزیکی برف است، و نتیجه استفاده از آن تمیز شدن لباس ها و سفیدی مانند برف که به خوبی در تگ لاین از آن استفاده شده.

محصول:
پودر شستشوی لباس با دست.

تگ لاین:
هرکه با برف شست، می گوید / برف بهتر لباس می شوید

کاراکتر برند:
ندارد.

وعده برند:
شستشوی بهتر لباس با دست.

پیش زمینه:
آگهی مربوط به دوره ای است که خانم یا خدمتکار خانه، تمام لباس ها را با دست می شسته؛ کالایی که تا پیش از ورود پودرهای لباسشویی برای این کار استفاده می شد، صابون های سنتی لباسشویی بوده. این که برف نخستین پودر لباسشویی با دست در بازار ایران بوده یا نه را دقیقن نمی دانم، ولی به هرحال مخاطب آگهی می تواند هر دو گروه مخاطب ممکن باشد؛ کسانی که هنوز از صابون لباسشویی استفاده می کنند و کسانی که مشتری سایر پودرهای موجود در بازار – شاید پودر لباسشویی تاید – هستند.
مخاطب پیام آگهی:

با توجه به اینکه انتخاب و خرید موادمصرفی از جمله پودرلباسشویی با خانم خانه است – فارغ از این که چه کسی لباس ها را می شوید – پس مخاطب پیام آگهی، خانم های خانه دار هستند. از طرفی چون تغییر عادت و جلب اعتماد زنان یک جامعه سنتی که همیشه شاهد شسته شدن لباس ها با صابون سنتی در خانه مادر و مادربزرگ بوده و خود نیز سالها از همین محصول استفاده کرده اند، بسیار سخت بوده، آگهی زنان جوان تر را که گرایش به روش های نوین زندگی داشته اند هدف گرفته است؛ احتمالن گروه سنی بین 20 تا 30 سال که فرزندان کوچک داشته و علاقمندند فرزندشان همیشه لباس زیبا و تمیز به تن داشته باشد.

شرح آگهی ها:
یک آگهی برای ترویج فروش که با استفاده از زیبایی تصویر کوه های پوشیده از برف – تصویری که در لوگو هم دیده می شود – رابطه عاطفی خوب و قوی با مخاطب ایجاد می کند و جذابیت هایش در اعلام جوایز بزرگ و ارزنده محدود نمی شود؛ و بسته بندی پودر برف که بر قله و اوج تصویر نشسته. آگهی با تاکید بر جایزه دادن پودر برف و یک ارتباط منطقی شروع می شود، تصویر پس زمینه ارتباط عاطفی را به آن اضافه می کند، فهرست جوایز مخاطب را ترغیب می کند و در نهایت توضیح چگونگی شرکت در قرعه کشی توضیح داده شده و برای اطمینان خاطر، تصویر محلی از بسته بندی پودر برف که باید بریده و ارسال شود نیز نشان داده شده. یک آگهی کامل و بی نقص.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

پودر لباسشویی برف – دو — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
برف. نامی بسیار مناسب و همخوان با کالا و نتیجه استفاده از آن. شکل کالا و حالت ریخته شدن آن از جعبه و جمع شدنش روی سطحی که فرو می ریزد کاملن مشابه با شکل و رفتار فیزیکی برف است، و نتیجه استفاده از آن تمیز شدن لباس ها و سفیدی مانند برف که به خوبی در تگ لاین از آن استفاده شده.

محصول:
پودر شستشوی لباس با دست.

تگ لاین:
هرکه با برف شست، می گوید / برف بهتر لباس می شوید

کاراکتر برند:
ندارد.

وعده برند:
شستشوی بهتر لباس با دست.

پیش زمینه:
آگهی مربوط به دوره ای است که خانم یا خدمتکار خانه، تمام لباس ها را با دست می شسته؛ کالایی که تا پیش از ورود پودرهای لباسشویی برای این کار استفاده می شد، صابون های سنتی لباسشویی بوده. این که برف نخستین پودر لباسشویی با دست در بازار ایران بوده یا نه را دقیقن نمی دانم، ولی به هرحال مخاطب آگهی می تواند هر دو گروه مخاطب ممکن باشد؛ کسانی که هنوز از صابون لباسشویی استفاده می کنند و کسانی که مشتری سایر پودرهای موجود در بازار – شاید پودر لباسشویی تاید – هستند.

مخاطب پیام آگهی:
با توجه به اینکه انتخاب و خرید موادمصرفی از جمله پودرلباسشویی با خانم خانه است – فارغ از این که چه کسی لباس ها را می شوید – پس مخاطب پیام آگهی، خانم های خانه دار هستند. از طرفی چون تغییر عادت و جلب اعتماد زنان یک جامعه سنتی که همیشه شاهد شسته شدن لباس ها با صابون سنتی در خانه مادر و مادربزرگ بوده و خود نیز سالها از همین محصول استفاده کرده اند، بسیار سخت بوده، آگهی زنان جوان تر را که گرایش به روش های نوین زندگی داشته اند هدف گرفته است؛ احتمالن گروه سنی بین 20 تا 30 سال که فرزندان کوچک داشته و علاقمندند فرزندشان همیشه لباس زیبا و تمیز به تن داشته باشد.

شرح آگهی ها:
یک آگهی از جنس ترویج، اعلام تخفیف با هدف افزایش فروش و شاید جذب مشتریان جدید و بزرگتر کردن بازار. صفت “قیمت شکن” برای پودر برف نوعی لیدر بازار بودن را بیان می کند و تصویر نیز بیانگر همین جایگاه عالی است؛ بسته بندی پودر برف بالای لباس مردانه سفیدی که سطح بزرگی از زمینه مشکی طرح را فرا گرفته و با آن به مبارزه برخواسته، به نوعی حالت تاجگذاری پادشاهی خوب و قدرتمند را تداعی می کند؛ و دستی زنانه که مخاطب آگهی یعنی زنان را برای انتخاب و خرید پودر برف هدف می گیرد. جمله پایان بندی آگهی نیز باز بر جایگاه والای پودر برف تاکید می کند: “پودر لباسشویی برف از امروز با بهای ارزانتر از پودرهای معمولی در اختیار شماست”! یعنی پودر برف یک پودر معمولی نیست! پودر لباسشویی برف در این آگهی لیدر قیمت و لیدر کیفیت بودن خود را اعلام و باورپذیر کرده.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

پودر لباسشویی برف – یک — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
برف. نامی بسیار مناسب و همخوان با کالا و نتیجه استفاده از آن. شکل کالا و حالت ریخته شدن آن از جعبه و جمع شدنش روی سطحی که فرو می ریزد کاملن مشابه با شکل و رفتار فیزیکی برف است، و نتیجه استفاده از آن تمیز شدن لباس ها و سفیدی مانند برف که به خوبی در تگ لاین از آن استفاده شده.

محصول:
پودر شستشوی لباس با دست.

تگ لاین:
هرکه با برف شست، می گوید / برف بهتر لباس می شوید

کاراکتر برند:
ندارد.

وعده برند:
شستشوی بهتر لباس با دست.

پیش زمینه:
آگهی مربوط به دوره ای است که خانم یا خدمتکار خانه، تمام لباس ها را با دست می شسته؛ کالایی که تا پیش از ورود پودرهای لباسشویی برای این کار استفاده می شد، صابون های سنتی لباسشویی بوده. این که برف نخستین پودر لباسشویی با دست در بازار ایران بوده یا نه را دقیقن نمی دانم، ولی به هرحال مخاطب آگهی می تواند هر دو گروه مخاطب ممکن باشد؛ کسانی که هنوز از صابون لباسشویی استفاده می کنند و کسانی که مشتری سایر پودرهای موجود در بازار – شاید پودر لباسشویی تاید – هستند.

مخاطب پیام آگهی:
با توجه به اینکه انتخاب و خرید موادمصرفی از جمله پودرلباسشویی با خانم خانه است – فارغ از این که چه کسی لباس ها را می شوید – پس مخاطب پیام آگهی، خانم های خانه دار هستند. از طرفی چون تغییر عادت و جلب اعتماد زنان یک جامعه سنتی که همیشه شاهد شسته شدن لباس ها با صابون سنتی در خانه مادر و مادربزرگ بوده و خود نیز سالها از همین محصول استفاده کرده اند، بسیار سخت بوده، آگهی زنان جوان تر را که گرایش به روش های نوین زندگی داشته اند هدف گرفته است؛ احتمالن گروه سنی بین 20 تا 30 سال که فرزندان کوچک داشته و علاقمندند فرزندشان همیشه لباس زیبا و تمیز به تن داشته باشد.

شرح آگهی ها:
در آگهی نخست دوتا دختر دوقلو با پیرهن های سفید و مد روز که نشان از سبک زندگی مدرن خانواده می دهد، از سفیدی و زیبایی پیراهن شان لذت می برند. زمینه قرمز آگهی به رنگ سفید لباس ها درخشندگی و زیبایی بیشتری داده. حتا در هوای بدون دوده و غبار آن سالها، پوشیدن لباس سفید به خصوص برای بچه ها کار راحتی نبوده و همیشه خطر چرک مرد شدن لباس بعد از چندبار شستشو و از بین رفتن جلوه آن وجود داشته؛ پس با توجه به عادات خرید آن دوران که تعداد لباس هایی که برای افراد خانواده خریداری می شد، بسیار کمتر از امروز، و تنها برای مناسبت هایی مانند عید نوروز بوده، وعده آگهی که نو و تمیز نگه داشتن لباس و عمر مفید آن است، بسیار جذاب و کاربردی است. ناگفته نماند که زبان بدن کودکان، نوعی مقایسه و رضایت را نیز به مخاطب القا می کند که در جهت پیام آگهی است که از صفت برتر “بهتر” استفاده کرده و از مخاطب می خواهد که کیفیت محصول و نتیجه مصرف آن را با سایر محصولات مشابه مقایسه کند.
تصویر این دو دخترک قشنگ، خوش پوش، تمیز و مرتب، دقیقن همان تصویری است که هر مادر جوانی برای فرزندش می خواهد؛ بلافاصله زیر این وعده تصویری، جعبه پودر برف نشسته و زیر آن نیز وعده تصویر با کلام تکرار می شود: هرکه با برف شست، می گوید / برف، بهتر لباس می شوید!
نکته ای که درباره شکل قرارگرفتن جعبه پودر برف در آگهی حدس می زنم – تاکید می کنم، حدس می زنم! – اینه که اگر طراح جعبه رو به شکل ایستاده قرار می داد، ورودی تصویر آگهی گم می شد یا اینکه تصویر جعبه پیش از تصویر دخترها دیده می شد؛ با توجه به اهمیت پیام تصویر و وعده آگهی، طراح ترجیح داده نخستین چیزی که مخاطب می بیند تصویر لباس های تمیز باشد و بعد عامل این تمیزی و رضایت؛ همچنین تصویر جعبه در حالت خوابیده پرسپکتیو بیشتری نسبت به حالت ایستاده دارد و عمق و حرکتی که ایجاد می کند جذابیت بصری بیشتری به آگهی می دهد، در عین حال مانند یک فلش چشم مخاطب را به سمت آخرین بخش آگهی، یعنی شعار هدایت می کند.

آگهی دوم هم مشابه آگهی نخست هست با این تفاوت که دو پسر لباس های سفید و تمیزشان را با هم مقایسه کرده و احساس رضایت می کنند. آگهی نخست مادرهای دختردار و آگهی دوم مادرهای پسردار را هدف می گیرد. شاید فکر کنید چرا یک آگهی با حضور یک پسر و یک دختر طراحی نشده تا هردو گروه از مادران در یک آگهی هدف قرار بگیرند؛ حدس می زنم دلیل این کار جلوگیری از خطای برداشت مخاطب بوده، دو دختر یا دو پسر دوقلو و با لباس های یکسان، و زبان بدنی که حاکی از مقایسه است، در این بین تنها چیزی که برای مقایسه باقی می ماند سفیدی و تمیزی لباس است که هدف آگهی است، نه مقایسه دختر و پسر یا شکل بچه ها یا مدل لباس ها.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

روغن نباتی بهار – چهار — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
بهار

محصول:
روغن نباتی با عطر و طعم روغن کرمانشاهی

تگ لاین:
عطر بهار خوش طعم، رونق دهد غذا را / بازآورد به خانه، مرد گریز پا را

کاراکتر برند:

وعده برند:
باب ذائقه ایرانی

پیش زمینه:
ایرانیان برای پخت غذا همیشه از روغن حیوانی و کره استفاده می کردند؛ روغن نباتی برای دریافت مجوز ورود به آشپزخانه ایرانی، مجبور بود ظاهر و طعمش را به عادت و سلیقه ایرانیان نزدیک کند؛ از جمله این تغییرات تزریق هیدروژن به روغن بود تا به شکل جامد دربیاید و همچنین اضافه کردن رنگ تا شبیه به روغن حیوانی اعلا به نظر برسد. روغن بهار، علاوه بر این تغییرات، طعم و بوی روغن حیوانی را نیز به محصول خود اضافه کرده بود؛ و البته نسل هایی که عادت به مصرف روغن حیوانی یا به اصطلاح کرمانشاهی داشتند، همچنان بعد از سالها نیز مصرف روغن نباتی را دون شان، ناسالم و باعث بدمزه شدن غذا می دانستند.

مخاطب پیام آگهی:
در دورانی که زنان حضور اجتماعی و مشارکت بیشتری در کارها پیدا کرده بودند، در بسیاری از خانه ها خرید مواد غذایی به عهده زنان گذاشته شده بود اما رعایت سلیقه سایر اعضای خانواده، به خصوص همسر و پدر خانواده، نقش کلیدی در این انتخاب داشته و قطعن حساسیت زیادی روی کیفیت، بو و مزه روغن که یکی از مواد مورد نیاز برای تمام غذاهاست وجود داشته. زنان خانواده های سنتی تر به دلیل سلیقه و عادت مصرف خانواده نمی توانسته اند جز جامعه هدف آگهی باشند، در عین حال که در چنین خانواده هایی خرید بیشتر به عهده مردان بوده، کسانی که هرگز حاضر به کنار گذاشتن روغن حیوانی و مصرف روغن نباتی نبوده اند. بنابراین آگهی در بین بخش متجددتر جامعه به دنبال مخاطب می گردد و زنانی که هم حق انتخاب دارند و هم خواست تجربه محصولات جدید.

شرح آگهی ها:
دو خانم متجدد و خوش پوش در حال صحبت های درگوشی و بسیارمهم! زبان بدن عالی این دو بازیگر هیچ چیزی را نگفته باقی نگذاشته و کنجکاوی هر بیننده ای را جلب می کند که بداند موضوع چیست! طراح بعد از موفقیت در جلب کنجکاوی مخاطب، راز را با او در میان می گذارد: این زنان دغدغه به خانه آوردن و نگه داشتن شوهران شان را دارند، و چه چیزی جذاب تر از یک غذای خوشمزه و خوش بو؟ نکته مستتر در آگهی این است که هر کسی، دستپخت مادرش را بهترین دستپخت دنیا می داند – طبیعی است که به این مجموعه از طعم و بو و غذا از کودکی عادت کرده! – و از آنجایی که در زمان چاپ این آگهی، رستوران و عادت صرف غذا خارج از خانه چندان رواجی در ایران نداشته، پس رقیب اصلی هر زن در آشپزی، مادرشوهر وی بوده! آگهی روی یکی از قدیمی ترین مسائل زنان انگشت گذاشته و راه حل پیشنهاد می دهد، روغنی که عطر و طعم روغن های قدیمی را دارد ولی کالایی جدید و مطابق سلیقه و نیاز روز است. دیالوگ باکس قرمز نه تنها پیام و مهم ترین بخش آگهی را از بقیه اجزای آن جدا کرده، بلکه نقش پیکان قرمزی را بازی می کند که چشم را به سمت بسته بندی محصول می کشاند و بلافاصله ما را با راه حل معرفی شده آشنا می کند. جمله “روغن نباتی بهار با عطر و طعم روغن کرمانشاهی، باب ذائقه ایرانی تهیه شده است” پیام نهایی و پایان بندی محکم و مناسبی است برای تمام اطلاعاتی که آگهی با مخاطب به اشتراک می گذارد.

توضیح: از متن این سری آگهی چنین برمی آید که در زمان اجرای این کمپین، روغن نباتی بهار محبوبیت و سهم بازار خوبی را به دست آورده بوده و سایر تولیدکنندگان روغن نباتی برای رقابت با این برند و تصاحب بخشی از سهم بازار آن، اقدام به تولید و ارائه کالای مشابه کرده اند. مجموعه حاضر برای توضیح تفاوت کیفیت روغن نباتی بهار و دلایل آن با سایر روغن های مشابه، با هدف حفظ سهم بازارش تهیه شده، در واقع آگهی هایی برای تثبیت جایگاه برند با تکیه بر پیشرو بودن و کیفیت محصول. همچنین، با توجه به تفاوت طراحی و المان های موجود در هر آگهی، می توان ترتیب تاریخی آگهی ها را براساس پختگی و بهتر شدن آن حدس زد، براساس همین ترتیب حدس زده شده به آگهی ها پرداختم.

 

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

روغن نباتی بهار – سه — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
بهار

محصول:
روغن نباتی با عطر و طعم روغن کرمانشاهی

تگ لاین:
میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است

کاراکتر برند:

وعده برند:
باب ذائقه ایرانی

پیش زمینه:
ایرانیان برای پخت غذا همیشه از روغن حیوانی و کره استفاده می کردند؛ روغن نباتی برای دریافت مجوز ورود به آشپزخانه ایرانی، مجبور بود ظاهر و طعمش را به عادت و سلیقه ایرانیان نزدیک کند؛ از جمله این تغییرات تزریق هیدروژن به روغن بود تا به شکل جامد دربیاید و همچنین اضافه کردن رنگ تا شبیه به روغن حیوانی اعلا به نظر برسد. روغن بهار، علاوه بر این تغییرات، طعم و بوی روغن حیوانی را نیز به محصول خود اضافه کرده بود؛ و البته نسل هایی که عادت به مصرف روغن حیوانی یا به اصطلاح کرمانشاهی داشتند، همچنان بعد از سالها نیز مصرف روغن نباتی را دون شان، ناسالم و باعث بدمزه شدن غذا می دانستند.

مخاطب پیام آگهی:
در دورانی که زنان حضور اجتماعی و مشارکت بیشتری در کارها پیدا کرده بودند، در بسیاری از خانه ها خرید مواد غذایی به عهده زنان گذاشته شده بود اما رعایت سلیقه سایر اعضای خانواده، به خصوص همسر و پدر خانواده، نقش کلیدی در این انتخاب داشته و قطعن حساسیت زیادی روی کیفیت، بو و مزه روغن که یکی از مواد مورد نیاز برای تمام غذاهاست وجود داشته. زنان خانواده های سنتی تر به دلیل سلیقه و عادت مصرف خانواده نمی توانسته اند جز جامعه هدف آگهی باشند، در عین حال که در چنین خانواده هایی خرید بیشتر به عهده مردان بوده، کسانی که هرگز حاضر به کنار گذاشتن روغن حیوانی و مصرف روغن نباتی نبوده اند. بنابراین آگهی در بین بخش متجددتر جامعه به دنبال مخاطب می گردد و زنانی که هم حق انتخاب دارند و هم خواست تجربه محصولات جدید.

شرح آگهی:
تصویر ماه گردون در آسمان شب در پس زمینه، و شعار و تصویر محصول در پیش زمینه قرار گرفته. بیت اول شعر در نقش شعار اصلی روی دایره سفید رنگ با بیشترین گیرایی، نقش ورودی تصویر را بازی می کند و در پایان جمله بلافاصله “ماه من” یعنی بسته بندی روغن بهار را می بینیم؛ این آگهی با اضافه کردن دست زن جوانی که بسته بندی روغن را در دست گرفته و با حالت افتخار بالا برده پیام کامل تری را ارائه داده و به لحاظ اضافه کردن یک عنصر انسانی ارتباط قوی تری با مخاطب برقرار می کند. حلقه های دور ساعد دست زن، نه تنها جذابیت و حرکت به طرح می دهد، بلکه اشاره به ظرافت سلیقه زنی دارد که این روغن را انتخاب کرده و از آن راضی است – یعنی این روغن مورد علاقه زنان باسلیقه است! – چیدمان اجزای طرح به گونه ای است که پس از تیتر و بسته بندی روغن، چشم به سوی مصرع دوم کشیده می شود، “تفاوت از زمین تا آسمان است” و بعد به سمت پایین هدایت شده و پیامی را درباره کیفیت محصول و برتری اش نسبت به رقبا، به مخاطب می دهد. جمله “روغن نباتی بهار مبتکر تهیه روغن نباتی با عطر و طعم روغن کرمانشاهی” با تاکید بر جایگاه و لیدر بودن برند، دلیل کافی برای انتخاب این محصول به مخاطب داده و پیام آگهی را جمع بندی می کند.

 

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

روغن نباتی بهار – دو — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
بهار

محصول:
روغن نباتی با عطر و طعم روغن کرمانشاهی

تگ لاین:
میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است

کاراکتر برند:

وعده برند:
باب ذائقه ایرانی

پیش زمینه:
ایرانیان برای پخت غذا همیشه از روغن حیوانی و کره استفاده می کردند؛ روغن نباتی برای دریافت مجوز ورود به آشپزخانه ایرانی، مجبور بود ظاهر و طعمش را به عادت و سلیقه ایرانیان نزدیک کند؛ از جمله این تغییرات تزریق هیدروژن به روغن بود تا به شکل جامد دربیاید و همچنین اضافه کردن رنگ تا شبیه به روغن حیوانی اعلا به نظر برسد. روغن بهار، علاوه بر این تغییرات، طعم و بوی روغن حیوانی را نیز به محصول خود اضافه کرده بود؛ و البته نسل هایی که عادت به مصرف روغن حیوانی یا به اصطلاح کرمانشاهی داشتند، همچنان بعد از سالها نیز مصرف روغن نباتی را دون شان، ناسالم و باعث بدمزه شدن غذا می دانستند.

مخاطب پیام آگهی:
در دورانی که زنان حضور اجتماعی و مشارکت بیشتری در کارها پیدا کرده بودند، در بسیاری از خانه ها خرید مواد غذایی به عهده زنان گذاشته شده بود اما رعایت سلیقه سایر اعضای خانواده، به خصوص همسر و پدر خانواده، نقش کلیدی در این انتخاب داشته و قطعن حساسیت زیادی روی کیفیت، بو و مزه روغن که یکی از مواد مورد نیاز برای تمام غذاهاست وجود داشته. زنان خانواده های سنتی تر به دلیل سلیقه و عادت مصرف خانواده نمی توانسته اند جز جامعه هدف آگهی باشند، در عین حال که در چنین خانواده هایی خرید بیشتر به عهده مردان بوده، کسانی که هرگز حاضر به کنار گذاشتن روغن حیوانی و مصرف روغن نباتی نبوده اند. بنابراین آگهی در بین بخش متجددتر جامعه به دنبال مخاطب می گردد و زنانی که هم حق انتخاب دارند و هم خواست تجربه محصولات جدید.

شرح آگهی:
ورودی تصویر، مصرع خوش آهنگ، تصویری و احساسی “میان ماه من تا ماه گردون” است که چشم را به مصرع بعدی هدایت می کند، “تفاوت از زمین تا آسمان است”؛ پایین تر دایره قرمزی که نماد “ماه گردون” است – ماه شب چهارده نماد زیبایی و کمال– که با “ماه من” مورد مقایسه و تخفیف قرار گرفته؛ مشخصات “ماه من” یا همان روغن نباتی بهار روی این فرم نوشته شده. بسته بندی روغن نباتی بهار در پایین نوشته قرار گرفته-“ماه من” جلوتر از “ماه گردون” قرار گرفته و آن را به عقب رانده- دایره سرخ، هم ارتباط متن با بسته بندی را بوجود می آورد و هم نقش پس زمینه ای را بازی می کنه که با تمام شدنش بسته بندی را به پیش زمینه رانده و به طرح بعد و عمق می دهد؛. در انتهای این ترکیب بندی عمودی، جمله تاکیدی “روغن نباتی بهار با عطر و طعم روغن کرمانشاهی، باب ذائقه ایرانی تهیه شده است” تاکیدی بر جایگاه برند و مطلوبیت محصول دارد.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

روغن نباتی بهار – یک — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
بهار

محصول:
روغن نباتی با عطر و طعم روغن کرمانشاهی

تگ لاین:
میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است

کاراکتر برند:

وعده برند:
باب ذائقه ایرانی

پیش زمینه:
ایرانیان برای پخت غذا همیشه از روغن حیوانی و کره استفاده می کردند؛ روغن نباتی برای دریافت مجوز ورود به آشپزخانه ایرانی، مجبور بود ظاهر و طعمش را به عادت و سلیقه ایرانیان نزدیک کند؛ از جمله این تغییرات تزریق هیدروژن به روغن بود تا به شکل جامد دربیاید و همچنین اضافه کردن رنگ تا شبیه به روغن حیوانی اعلا به نظر برسد. روغن بهار، علاوه بر این تغییرات، طعم و بوی روغن حیوانی را نیز به محصول خود اضافه کرده بود؛ و البته نسل هایی که عادت به مصرف روغن حیوانی یا به اصطلاح کرمانشاهی داشتند، همچنان بعد از سالها نیز مصرف روغن نباتی را دون شان، ناسالم و باعث بدمزه شدن غذا می دانستند.

مخاطب پیام آگهی:
در دورانی که زنان حضور اجتماعی و مشارکت بیشتری در کارها پیدا کرده بودند، در بسیاری از خانه ها خرید مواد غذایی به عهده زنان گذاشته شده بود اما رعایت سلیقه سایر اعضای خانواده، به خصوص همسر و پدر خانواده، نقش کلیدی در این انتخاب داشته و قطعن حساسیت زیادی روی کیفیت، بو و مزه روغن که یکی از مواد مورد نیاز برای تمام غذاهاست وجود داشته. زنان خانواده های سنتی تر به دلیل سلیقه و عادت مصرف خانواده نمی توانسته اند جز جامعه هدف آگهی باشند، در عین حال که در چنین خانواده هایی خرید بیشتر به عهده مردان بوده، کسانی که هرگز حاضر به کنار گذاشتن روغن حیوانی و مصرف روغن نباتی نبوده اند. بنابراین آگهی در بین بخش متجددتر جامعه به دنبال مخاطب می گردد و زنانی که هم حق انتخاب دارند و هم خواست تجربه محصولات جدید.

شرح آگهی:
یک ترکیب بندی اریب از بالا سمت چپ به پایین سمت راست، برشی که براساس اصول تجزیه و تحلیل هنرهای تجسمی، ترکیب هیجانی و جذابی را بوجود می آورد ولی در عین حال، زمینه قرمز دو طرف این برش سفید، ایستایی کافی به ترکیب بندی داده و احساس سقوط و افتادن را القا نمی کند و پیام آگهی و جایگاه برند را در ذهن مخاطب به مخاطره نمی اندازد. تیتر آگهی یک بیت از شعری معروف است – متاسفانه شاعر شعر را نیافتم – بسیار خوش آهنگ، تصویری و همچنین احساسی، که از فاصله و تفاوت فاحش دو موضوع صحبت می کند؛ “ماه من” که در اینجا استعاره از روغن نباتی بهار گرفته شده، و سایر روغن ها. بلافاصله بعد از این تیتر جذاب و سوال برانگیز، متن آگهی درباره تفاوت روغن نباتی بهار با سایر روغن های مشابه موجود در بازار و دلایل این تفاوت صحبت می کند، یک دست مردانه – که با توجه به پیام منطقی و لحن متن، انتخاب بسیار مناسب و همخوانی است – جلو آمده و بسته بندی روغن بهار را نشان می دهد. آگهی با جمله “روغن نباتی بهار مبتکر تهیه روغن نباتی با عطر و طعم روغن کرمانشاهی” به پایان می رسد، جمله ای که تاکید بر جایگاه و لیدر بودن برند دارد. یک پایان بندی صحیح برای آنچه که گفته و نمایش داده شده. در جمع بندی کلی، آگهی با پیام و تاثیری احساسی شروع، و با پیام و تاثیری منطقی ادامه پیدا کرده و به پایان می رسد؛ مسیری خوب و کامل.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

سییرا – دو — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
سییرا

محصول:
رادیو تمام ترانزیستوری

تگ لاین:
سییرا، علامت مرغوبیت و اعتماد

کاراکتر برند:

وعده برند:
جلب رضایت کامل مشتری

مخاطب آگهی:
خانم های متجدد و علاقمند به سبک جدید زندگی به عنوان استفاده کننده رادیوهای سبک و کوچک قابل حمل.

پیش زمینه:
نتیجه اختراع و استفاده از ترانزیستورها در صنایع الکترونیک، کوچکتر و سبکتر شدن دستگاه هایی مانند رادیو، تلویزیون و کامپیوترها بود و البته تعمیر و نگهداری راحت تر و ارزان تر؛ در عین حال که میزان خرابی این نسل نسبت به دستگاه های نسل قبل که به لامپ مجهز بود، بسیار کمتر شد.

شرح آگهی:
گل های سفید و قرمز سرحال که با پراکندگی روی زمینه مشکی، هم جلوه زیادی پیدا کرده هم تقابل سفیدی و سرحالی گل ها با پس زمینه مشکی، نوید دهنده حال خوب و خوشحالیست. شاید، شاید طراح امواج رادیو را به شکوفه هایی تشبیه کرده که از درخت – فرستنده رادیویی – به سر بیننده – مخاطب – می ریزد؛ به هرحال که با وجود محدودیت های تکنیکی و رنگ، فضای سبک، شاد و دلچسبی بوجود آورده و به مخاطب وعده می دهد که در صورت استفاده از این محصول، خودش/لحظاتش مثل این گل ها شاد خواهد بود. در بین گل های رقصان در فضا، نام “رادیو تمام ترانزیستور سییرا” را می خوانیم و کمی پایین تر شکل محصول نشان داده شده؛ نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد، نحوه نشان دادن دسته رادیو است که علاوه بر تاکید بر قابل حمل بودن آن، فلش کوچکی را به سمت بالا و نام محصول ایجاد کرده و باعث حرکت چشم به سمت آن می شود. حرکت چشم در این آگهی از سمت گل ها شروع شده و با جهت حرکت و استفاده از رنگ مشترک بین گل ها و محصول – رنگ سفید – به سمت رادیو کشیده می شود و سپس نام محصول خوانده می شود. لوگوی سیرا، شعار برند – علامت مرغوبیت و اعتماد – و نام نوشته سیرا که از لوگو استخراج شده، در سمت راست محصول، چشم را به سمت پیام بسیار مهمی هدایت می کند که برای باورپذیر ساختن شعار برند لازم است؛ اطلاعات مربوط به مرکزی که در صورت نیاز مشتری، اطلاعات کاربری و خدمات تعمیر ارائه می کند؛ مرغوب بودن کالا برای قابل اعتماد بودنش کافی نیست، داشتن خدمات پس از فروش است که مرغوبیت کالا را تکمیل و اعتماد مخاطب را جلب می کند.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

سییرا – یک — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
سییرا

محصول:
رادیو تمام ترانزیستوری

تگ لاین:
سییرا، علامت مرغوبیت و اعتماد

کاراکتر برند:

وعده برند:
جلب رضایت کامل مشتری

مخاطب آگهی:
خانم های متجدد و علاقمند به سبک جدید زندگی به عنوان استفاده کننده رادیوهای سبک و کوچک قابل حمل.

پیش زمینه:
نتیجه اختراع و استفاده از ترانزیستورها در صنایع الکترونیک، کوچکتر و سبکتر شدن دستگاه هایی مانند رادیو، تلویزیون و کامپیوترها بود و البته تعمیر و نگهداری راحت تر و ارزان تر؛ در عین حال که میزان خرابی این نسل نسبت به دستگاه های نسل قبل که به لامپ مجهز بود، بسیار کمتر شد.

شرح آگهی:
آدم هایی که در خیابان راه می روند، مردان کیف و عصا و… در دست دارند، ولی طراح برای نشان دادن کوچک، سبک و قابل حمل بودن رادیو تمام ترانزیستوری سییرا، به جای کیف کوچک زنانه، رادیو را به دست آنان داده، یعنی همانقدر کوچک و سبک. برای تاکید بر موضوع اصلی – رادیو – بخش بالایی بدن افراد که نقشی هم در ارائه پیام آگهی نداشته، حذف شده. رادیویی که در بالا-چپ تصویر قرار گرفته، با مربع سفیدی مشخص شده و در همان امتداد عمود، نام محصول و مدل آن و برند نوشته شده و پایین تر شکل نسبتن دقیقی از رادیو به مخاطب نشان داده شده. درسمت راست-وسط نیز شعار و متنی همراه با لوگوی سییرا لی-آوت شده که به مخاطب قول می دهد “سییرا” بهترین و مطمئن ترین انتخاب در جهان است. گردش چشم مخاطب از رادیوی مشخص شده در مربع سفید شروع می شود، نام برند و محصول و مدل آن را می خواند، شکل دقیق محصول را می بیند، نام نوشته برند را که به زبان اصلی نوشته شده می خواند و با آن آشنا می شود، لوگوی برند را می بیند و وعده آن را می خواند، و در نهایت دوباره تصویری از محصول را می بیند که در دست زنی جوان و امروزی است، کوچک و سبک و قابل حمل و محبوب، تا جایی که بدون آن جایی نمی رود! به احتمال زیاد، مخاطب هدف این آگهی، زنان جوان و متجدد آن روزگار هستند.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

کهلر – چهار — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
کهلر

محصول:
چرخ خیاطی

تگ لاین:

کاراکتر برند:
ندارد

وعده برند:
کیفیت محصول

مخاطب پیام آگهی:
کسانی که به حرفه خیاطی و تهیه لباس های سری یا سفارشی مشغول بودند.

شرح آگهی:
مخاطب این آگهی، کسانی هستند که به حرفه خیاطی اشتغال دارند، چرا؟ آگهی گروه چرخ خیاطی های اتوماتیک کهلر را معرفی می کند، یک خانم خانه دار نیازی به پرداخت قیمت گرانتر این چرخ ها ندارد، مزیت های چرخ خیاطی اتوماتیک – انجام انواع دوخت بدون نیاز به تعویض پایه – مناسب کار حرفه ای هاست، آنها تمایل دارند که از این مزیت ها برای توسعه و بهبود فعالیت شان استفاده کنند و حاضر هستند بابتش پول اضافه ای را بپردازند. طراح نیز فضای کار حرفه ای را تجسم کرده است؛ نشان دادن لباس نیمه آماده که به اصصلاح خیاط ها “کوک شل” زده شده، آینه قدی، محصول نهایی که لباس شیکی است که مدل به تن کرده و پای راستش تبدیل به فلشی شده که چشم مخاطب را به سوی نام برند هدایت می کند، همچنین با توجه با حرفه ای بودن مخاطب، طراح دغدغه نشان دادن شکل دقیق چرخ خیاطی را نداشته و آن را به صورت شماتیک رسم کرده، در حالی که برای مخاطب خانگی و غیرحرفه ای، می بایست جزییات دقیق تری از محصول را در آگهی نشان دهد. البته که آگهی قصد فروش دارد و پیام فروش قسطی بدون پیش قسط، در پیش زمینه و روی سایر تصاویر دیده می شود.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه