ایزوگام – یک — از مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”

نام برند:
ایزوگام (یکی از نام برندهایی که تبدیل به نام کالا شد و تمام کالاهای مشابه با این اسم شناخته می شود)

محصول:
عایق رطوبت پشت بام.

تگ لاین:
بام خانه شما هرگز چکه نخواهد کرد، اگر آن را با ایزوگام بپوشانید.

کاراکتر برند:
یک تکنسین با بدنی تنومند و قوی و دست و پایی چابک و لبخند به لب، لباس فرم که نشانه استانداردهای سازمانی و کاری شرکت بوده و اطمینان و اعتماد بیشتری را در ذهن مخاطب بوجود می آورد. زبان بدن ریلکس و پراز اعتماد به نفس این کاراکتر، تمام اثرات گفته شده را چندبرابر بیشتر می کند، کسی که می توانید به مهارت و توانایی و اخلاق حرفه ایش اعتماد کنید؛ یکی از بهترین کاراکترهای طراحی شده در تاریخ تبلیغات ایران؛ حضور این کاراکتر قوی که حتا به تنهایی حرف های زیادی درباره شرکت و محصول می زند، از هر آگهی ساده ای، یک تبلیغ موثر و برنده می سازد.

وعده برند:
حفظ سلامت بنای ساختمان، امنیت لوازم خانه، و در نهایت آرامش و آسایش ساکنان ساختمان در زمان بارندگی.

پیش زمینه:تا پیش از ساخت و ساز ساختمان های مدرن در ایران، از کاه گل برای اندود کردن سقف و دیوارها استفاده می شد. در اوایل دوران ساخت و سازهای مدرن نیز برای سقف و سایر فضاهایی که نیاز به عایق بود، از روش قیرگونی استفاده می شد. لایه های عایق پیش ساخته ایزوگام هنگام ورود به بازار، می بایست با تکنیک قیرگونی رقابت می کرد.

مخاطب پیام آگهی:
مخاطب پیام آگهی ها آقایان، در نقش سازنده و فروشنده ساختمان یا صاحب خانه و شخص تصمیم گیرنده درباره مسائل ساختمانی خانه هستند.

شرح آگهی:
کادر عمودی متناسب با جهت بارش باران و مناسب برای نمایش مقدار زیادی آب که از آسمان سرازیر شده به عنوان مشکلی که می تواند خانه، زندگی و آرامش هرکسی را تهدید کند؛ کاراکتر برند با اعتماد به نفس و قیافه آرامش بخش، چتر ایزوگام را در مقابل بارش باران نگه داشته و فضای زیر این چتر را از خیس شدن حفظ کرده، و در همین فضای آرامش بخش و دلخواه، نام (لوگو) و شعار ایزوگام دیده و خوانده می شود؛ مخاطب کاملن ادعای شعار “بام شما هرگز چکه نخواهد کرد” را باور کرده و خواستار این احساس امنیت و آرامش می شود.

 

* تصویر از کتاب سرخ و سیاه انتشارات سیته

** درباره مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه

ایستادن بر شانه غول ها

“اگر من دوردست ها را دیده ام، به این خاطر است که بر شانه های غول ها ایستاده ام.”

                                                                                                   – سر ایزاک نیوتن

 

غول های تبلیغات و گرافیک دهه های سی، چهل و پنجاه خورشیدی ایران در کتاب سرخ و سیاهسی سال تبلیغ به روایت سیته – ایستاده اند، تا استراتژیست ها، نویسندگان تبلیغاتی، مدیران هنری و طراحان گرافیک جوان و جویای نام امروز، پا برشانه ایشان بگذارند و نسل آینده غول ها را پدید آورند.

از پائیز 1371 که به عنوان طراح گرافیک جونیور پا به شرکت تبلیغاتی سیته گذاشتم، تا سال های نخست دهه هشتاد که به عنوان مدیرپروژه های تبلیغاتی وظایف تدوین استراتژی، تهیه کمپین، نوشتن پیام و شعار را انجام می دادم، و تا اکنون که به همت آقای شاهین ترکمن و همکاران شان کتاب سرخ و سیاه را در دست دارم، همیشه از همنشینی با گنجینه آرت ورک های قدیمی سیته آموخته و لذت برده ام.

چند ماه پیش و در شب رونمایی این کتاب، متوجه شدم با توجه به گسست فرهنگی که در دهه شصت در فضای تبلیغات ایران رخ داد، و همچنین تغییرات تکنولوژی های مورد استفاده در صنعت تبلیغات، طراحی گرافیک و چاپ، نسل امروز برخی از نکات فرهنگی یا تکنیکی این مجموعه کار را نمی شناسد و درک نمی کند؛ و از آنجایی که توسعه پایدار اقتصادی کشورم را در گرو توسعه مارکتینگ و تبلیغات علمی و سبز می دانم، تصمیم گرفتم هر آنچه را که به عنوان فردی از نسل مابین غول ها و نسل اینترنت می دانم بنویسم تا کمک کوچکی برای شناخت و درک بهتر گذشته به ایشان کرده باشم. ما نسلی بودیم مجذوب و حتا مقهور عظمت گذشتگانی که به ناگاه ناپدید شده بودند، نسل بعد از توفان، که تلاش می کردیم با مهندسی معکوس کارهای خوب و موفق دهه های قبل، چیزی بیاموزیم و برای پیشرفت خود و موفقیت پروژه ها قدمی برداریم. تا رسیدن به سال های آخر دهه هفتاد و دسترسی به اینترنت و همچنین آغاز به کار انتشارات تخصصی سیته که کمر همت به ترجمه و نشر کتاب های تخصصی مارکتینگ و تبلیغات بست، هرآنچه که از تبلیغات آموختم از تلمذ در مکتب دو گروه از اساتید بود؛ نخست طراحانی که به واسطه میراث گرانبهایشان از ایشان آموختم:

آقایان بنی یعقوب، مرحوم حسن نوری، مرحوم چهاربخشی، مرحوم هوشمند، نظام مرتضوی، مجید بلوچ، آرکادی بوغوسیان، آلکس گورگیز، مرتضی کاتوزیان، استاد کابلی و سایر عزیزانی که کارهایشان بود و نام شان نه.

دوم اساتیدی که فرصت و افتخار حضور در مکتب شان را داشته ام:

استاد، حامی و راهنمای همیشگی ام جناب آقای شاهین ترکمن، جناب آقای حمید ترکمن، سرکار خانم ناهید موسوی، مرحوم آقای جواد انجمی، جناب آقای امیرهوشنگ نوروزی، مرحوم آقای احمد فتوره چی، مرحوم آقای ابوالفتح قهرمانی، جناب آقای محمود حمیدخانی و جناب آقای حمیدرضا خدامرادی؛ و حیف خواهد بود اگر از روزهای بسیار خوش همکاری با فیروزه یاوری و صالح تسبیحی یادی نکنم و هرچه که به من افزودند؛ همچنین عزیزانی که پرچمدار نسل چابک و امروزی شرکت تبلیغاتی و انتشارات سیته به حساب می آیند، آتنا مقدم و مریم شیران گرامی.

از تمام این بزرگواران، بیش از هرچیزی، آموختن بی دریغ به دیگران را آموخته ام؛ مجموعه “حاشیه ای بر سرخ و سیاه”، ادای دینی است به منش و راه ایشان که در این وبلاگ با شما به اشتراک می گذارم.

ماندانا آینه چیان

 

 

                                         پائیز 1372 – آتلیه شرکت سیته